او بیشتر اوقات در ذهنش مشغول نوشتن نامه‌هایی‌ست که هیچ‌وقت برای کسی ارسال نمی‌شوند.

+ فلسفه تنهایی / لارس اسونسن / شادی نیک‌رفعت

پ.ن: تو همین وبلاگ یه برچسب "نامه‌های پست نشده" هست:)

تنهایی به مثابه گونه‌ای احساس، نشان می‌دهد زندگیِ اجتماعی‌مان رضایت بخش نیست، و این حس و حال رنج‌آور وقتی که در اجتماع آشکار شود شدید‌تر هم می‌شود. تنهایی چیزی ست که پنهانش می‌کنیم، حتی گاهی از خودمان هم مخفی‌اش می‌کنیم.

+ فلسفه تنهایی / لارس اسونسن/ شادی نیک‌رفعت

ما می‌توانیم دیگری را وارد تنهایی‌مان کنیم و در ذهنمان چنان با او ارتباط برقرارکنیم که این ارتباط در حضور یکدیگر ممکن نباشد.

+ فلسفه تنهایی / لارس اسونسن / شادی نیک‌رفعت

وقتی درد خیلی شدید شود، جهان و زبان فرد را نابود می‌کند. درد آدم را لال می‌کند. آدم می‌تواند بگوید یک جایش درد می‌کند، اما وقتی درد شدید می‌شود، حتی توانایی گفتن آن را هم از دست می‌دهد. درد شدید را نمی‌توان با دیگران درمیان گذاشت، صرفا به این دلیل که وقتی درد همه‌ی دنیای آدم می‌شود، دیگر جایی برای چیز دیگری باقی نمی‌گذارد.

+ فلسفه تنهایی / لارس اسونسن / شادی نیک‌رفعت

اشتیاق جزء ضروری تنهایی ست؛ اشتیاق و تمنای از بین بردن فاصله‌ی روحی و جسمی بین شما و آن کسی که برایتان مهم است و دوستش دارید؛ اشتیاق همان میل به حضور کسی است که پیش ما نیست، دوست یا عضو خانواده‌ای که از ما دور است، فرزندی که هجرت کرده، والدین غایب، عشقی که دیگر او را نمی‌بینیم. این اشتیاق می‌تواند میل و تمنای صمیمیت بیشتر با کسی باشد که همین حالا هم هست، مثل رابطه‌ زناشویی‌ای که به سردی گراییده‌است. اشتیاق ممکن اشت متوجه فرد خاصی هم نباشد و خودش را در شکلی از میل و تمنای صمیمیت با یک انسان دیگر نشان دهد بی‌آنکه کس خاصی منظور نظرمان باشد.

+ فلسفه تنهایی / لارس اسونسن / شادی نیک‌رفعت