امروز یکی از باحال ترین و ماجراجویانه ترین خواب های عمرمو دیدم. کلا تو سفر بودیم ، اونم با یه کامیون! تازه راننده کامیون مون یه دوچرخه سوارحرفه ای هم بوده و این خودش یکی از نقطه های قوت داستان بود.

بعدِ اون کابوس دیشب که تا پنج دقیقه بعد از بیدارشدن کل تنم فلج بود و نفسم بالا نمیومد ، چسبید!