زندگی واسه ما صبر نمیکنه!
میم میگفت:« این همه فشار عصبی برای چی؟ چرا اینقدر به خودمون سخت میگیریم؟ چرا همیشه منتظر روزای بهتریم؟ من هر کاری میخواستم بکنم میگفتم حالا دانشگاه قبول شم بعد ، لیسانس بگیرم بعد ، فوق لیسانس بگیرم بعد ، عروسی کنم برم سر خونه خودم بعد ، پایان نامه م رو دفاع کنم بعد ، کار بگیرم بعد... اما حالا چی؟! عروسی کردم اومدم سر خونه ی خودم ، درسمم تموم شده ، کارمم جور شده. حالا که زندگیم به ثبات رسیده و من اونجایی ام که همیشه می خواستم، میفهمم که سرطان دارم! زندگی همینه ، همینجوری باید قبولش کنیم ، با تموم بالا پاییناش ، نباید اینقدر کمال گرا باشیم و همه چیزو تموم و کمال بخوایم و واسه هرچیز کوچیکی غصه بخوریم. باید خودمونو بزنیم به بیخیالی. باید از همین روزا لذت ببریم. زندگی واسه ما صبر نمیکنه!»
میم راست میگه. واقعا این همه غصه خوردن واسه چی؟ قبل از غصه خوردن یه خورده فکر کنیم ببینیم اصلا ارزششو داره؟! خیلی وقتا باید خودمونو بزنیم به بی خیالی..خیلی وقتا.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 0:32 توسط رحما (rohama)
|