درست نمی دونم از چند وقت پیش شروع شد. خیلی وقت پیش بود ولی. سرم تیر می کشید ، چشام سیاهی می رفت. چندبار رفتم پیش چشم پزشک و گفت چشات مشکلی نداره. ولی منکه نمی دونستم چه مرگمه بازم فکر میکردم از چشامه. تا اینکه چند ماه پیش سردرد هام شدیدتر شد. رفتم پیش دکتر مغز و اعصاب. گفت احتمالا سردرد های میگرنیه. یه سری قرص داد و یه برگه ی پرهیز غذایی. بیشتر غذاهایی که نوشته بود رو خودم از قبل خیلی نمی خوردم. الان چهار ماهه روزی یه مشت قرص می خورم ولی انگار نه انگار. یعنی یکی دو ماه اول بهتر شدم ولی از وقتی تابستون شروع شد و هوا گرم، دوباره سردردهای شدیدم شروع شد. گاهی اوقات سرم تیر میکشه ، گاهی اوقاتم مثل یه بمب ساعتی شروع میکنه به تیک تیک کردن و منتظرم هر ان منفجر بشه اما نمیشه ، نمیشه و همین دیوونه م میکنه ، دلم میخواد خودم می دونستم دکمه ش کجاست و می تونستم منفجرش کنم. اینجور مواقع فقط دلم می خواد تو یه اتاق تاریک و ساکت تنها باشم ، اما پیدا نمیکنم همیچین جایی رو.

دو ماه از تابستون گذشت و من اونطور که باید درس نخوندم. نه که نخوام بخونم ، نمی تونستم بخونم. سردردها ولم نمی کردن ، حالا هم ولم نکردن فقط یاد گرفتم که چه طوری با وجود سردرد بتونم درس بخونم. 

ولم نمیکنه ، ولم نمیکنه ... دیوونه م کرده...هر روز و هر روز...کی به آرامش می رسم؟