وقتی وسط حیاط مدرسه ایستاده ام و یکهو زهرا را می بینم که می دود و به من که می رسد کتابی را که به تازگی خریده را می اندازد توی بغلم و با خنده می گوید : «تمومش کردم. این هفته که بیکاری، می تونی بخونیش» چه قدر باید خوش حال شوم هان؟ چه قدر؟!
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 16:26 توسط رحما (rohama)
|