از اول فروردین تا به امروز انقدر مهمان داشتیم که تا فکر بیرون رفتن هم به مغزمان خطور می کرد زنگ در زده می شد. حتی چندبار لباس پوشیده و اماده بودیم که برویم بیرون اما تا چند ساعتی مرتب مهمان پشت مهمان می امد و لحظه ی هم به عنوان وقت استراحت این وسط وجود نداشت. باید بگویم که به جز چندتا مهمانی هول هولکی که آن هم برای رفع تکلیف بوده هیچ جا نرفتیم و ماندیم در خانه و پذیرایی کردیم و پذیرایی کردیم و پذیرایی کردیم...فردا هم یک دعوتی رسمی داریم و خبرهای رسیده از مادرجان حکایت از آن دارد که هنوز مهمان هایمان تمام نشده اند و تا دوازده فروردین مهمان خواهیم داشت!                                        شکیبا می گوید که هواشناسی مبایلش هفته بعد را کلا ابری و بارانی اعلام کرده و اینگونه می شود که احتمالا سیزده را هم به در نمی کنیم.

پ.ن: خدایا این چند روز باقی مونده خوش بگذره...