وسط مصاحبه کاری یهو ازم میپرسه: عصبی هستی؟ میگم:هاهاها...نه اصلا و یه لبخند زیبا تحویلش میدم. بعد با حالتی که انگار یه مسئله مهم رو کشف کرده میگه: آخه پشت پلکت داره میپره! با آگاهی کامل به مسئله ای که بهش اشاره کرده دلم میخواد بگم: آقا عصبی چیه؟ من دیوونهام...روانی ام. اضطراب و فشار چند ماه اخیر دهنم رو ساییده.
ولی خب فقط گفتم: هاهاها استرس جلسه مصاحبه ست!
اسکلی چیزی هستی؟ الان مثلا مچ گیری بود؟ من عصبی باشم تو مصاحبه کاری میگم من عصبی ام؟
پ.ن: جالب اینجاست با وجود این پرش پلک و سرفه های خشکم در اثر سرماخوردگی که نفسم بالا نمیومد و هی با دست های لرزان اشکم رو پاک میکردم تا بتونم دو کلمه حرف بزنم، قبول شدم:)
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 19:10 توسط رحما (rohama)
|