از خودت بگو
می خوام از خودم حرف بزنم. حرف زدن از خودم برام سخته. واقعا برام یه کار سخت و دشواره که باید تمام نیروم رو براش جمع کنم. مدام کلمات و جملات رو تو مغزم کنار هم میچینم. میام زبون باز کنم، نمیشه. اونجایی هم که میشه، طرف مقابل پِی ش رو نمی گیره و تمام تلاشم تو نطفه از بین میبره.
یه جمله میگم میبینم طرف یا بحث رو عوض میکنه یا به هرشکلی نشون میده درباره این موضوع نمیخواد بشنوه. یا کلا براش مهم نیست. منم دیگه ادامه نمیدم. از درون خفه میشم. تمام حرفام از ته گلوم برمیگرده سمت مغزم. عین استفراغی که برگرده سمت معده. همون قدر آزاردهنده. همون قدر کثافت.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم دی ۱۴۰۰ ساعت 21:36 توسط رحما (rohama)
|