جمعهست. از اون جمعهها که تعطیلم. دوست دارم برم دوچرخهسواری. هم دوچرخه هست هم پای سالم. اما مسئله اینجاست که پنج دقیقه دوچرخه سواری کنم گوشم میگیره. بعد صدای نفسام تو سرم میپیچه. یه حالت مزخرف وحشتناکی. انقدر بده که اون لحظه دلم میخواد گوشمو بکنم بندازم دور. یکی از دوستام میگفت رفت گوششو شست و شو داد خوب شد. نمیدونم. باید برم دکتر حتما. وقت نمیکنم. مسئله دیگه اینه که من کل شیش ماه اول سال رو منتظرم هوا سرد شه اما هر سال یادم میره که من با هوای سرد چه مشکلی دارم. بله گوش درد. یه ذره، فقط یه ذررره هوا سرد شه گوشم درد میگیره. کل پاییز و زمستون من تو خونه یا کلاه سرمه یا شال پشمی. دیشب با شال خوابیدم و نصف شب که بیدار شدم و دیدم شال از سرم افتاده دوباره گذاشتم سرم و محکمش کردم و خوابیدم. با این حال گوشم همه ش بهم اخطار میده الانه که درد بگیرم. کاش میشد حداقل برم پیاده روی اما از محلهمون متنفرم. پسر واقعا خیلی شخمیه که هر چهارده روز، یه روز تعطیل داشته باشی و اون روز رو بشینی تو خونه و به در و دیوار نگاه کنی!
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر ۱۴۰۰ ساعت 14:9 توسط رحما (rohama)
|